این توصیه سرمایهگذاری نیست. اطلاعات ارائهشده فقط برای اهداف آموزشی و اطلاعرسانی است و بههیچوجه بهمعنای توصیه برای خرید یا فروش هیچ محصول مالی نیست.
یک Broker شرکتی است که بین شما و بازار قرار میگیرد. اگر کارمزدهای اشتباهی دریافت کند، سفارشهای شما را در لحظهٔ نادرست کند کند، یا پولتان را در یک ساختار نگهداری (custody) ضعیف نگه دارد، هیچکدام از استراتژیهایتان اهمیت ندارد. هدف یک Broker این است که در پسزمینهٔ روز معاملاتی شما محو شود. بیشتر افراد فقط وقتی اوضاع از کنترل خارج میشود متوجه میشوند که Brokerشان درست نیست.
از همان چیزی شروع کنید که واقعاً معامله میکنید
اولین سؤال از بیشتر چکلیستها محدودتر است. نه «چه کلاس دارایی»، بلکه «چه ابزار مالی، چه اندازهای، و با چه تناوبی». کارگزاریای که برای انباشت ETF در بلندمدت عالی است، ممکن است برای کسی که هر هفته روی آپشنهای تکسهم معامله میکند گران باشد. کارگزاریای با FX ارزان و اسپردهای CFD کم ممکن است حتی اصلاً آن سهامهای پنیِ آمریکا را که میخواهید ارائه نکند.
سه مورد را یادداشت کنید: ابزارهایی که بیشترین معامله را روی آنها انجام میدهید، اندازهٔ معمول پوزیشن در ارز حسابتان، و تعداد معاملات رفتوبرگشت در ماه. کارمزدهایی که برایتان مهم است دقیقاً از دل همین اعداد درمیآید. اگر سالی سه معامله روی یک پرتفوی سهامِ فقطخرید انجام دهید، کمیسیون تقریباً خطای گرد کردن است و کیفیت نگهداری (custody) تیتر اصلی را میسازد. اگر ماهی ۲۰۰ معامله روی سهام کوچکسرمایهٔ آمریکا انجام دهید، جدول کارمزدها، مدل پرداخت برای جریان سفارش (payment-for-order-flow) و هزینههای short-locate تیتر اصلی را میسازند.
صفحهٔ کارمزد را بخوانید، سپس دوباره آن را بخوانید
صفحهٔ کارمزد صادقانهترین سندی است که هر Broker منتشر میکند. این صفحه به شما اسپرد، کمیسیون، نرخ تأمین مالی، کارمزد عدمفعالیت، کارمزد برداشت و هزینهٔ تبدیل ارز را میگوید. محتوای تبلیغاتی صفحهٔ اصلی (homepage) معمولاً چهار مورد آخر را بیشتر پنهان میکند. بیشتر Brokerها یک عدد «اسپرد» یا «کمیسیون» را بهصورت برجسته نشان میدهند، سپس بهطور آرام هزینهٔ تأمین مالی برای هر موقعیتی که تا شب نگه داشته میشود را دریافت میکنند و هر بار که با ارزی غیر از ارز پایهٔ حساب پول واریز میکنید، هزینهٔ تبدیل را هم میگیرند.
برای سهام، دو خط هزینه مهمتر از همه هستند: کمیسیون بهازای هر سهم و کارمزد دسترسی به بورس (exchange access fee). بعضی Brokerها «کمیسیون صفر» را اعلام میکنند اما هزینههای نظارتی و کارمزدهای بورس را بهازای هر سهم منتقل میکنند. برخی دیگر یک کمیسیون ثابت اعلام میکنند و آن هزینهها را خودشان جذب میکنند. هر دو حالت قابل قبول است، به شرطی که بتوانید خودتان ضرب را انجام دهید: یک معاملهٔ ۱ یورویی با ۰٫۵ یورو کارمزدهای پنهان، از یک معاملهٔ ۳ یورویی با هیچ هزینهٔ اضافهای گرانتر است. برای آپشنها، به کارمزد بهازای هر قرارداد و هر کارمزد مربوط به اعمال (exercise) یا واگذاری (assignment) نگاه کنید؛ که اغلب فقط در اسناد حقوقی دیده میشود.
قبل از واریز وجه، نهاد ناظر را بررسی کنید
تنظیمگری فقط یک برچسب نیست. مشخص میکند اگر Broker ورشکست شود چه اتفاقی میافتد، چه کسی پولِ جداگانهٔ مشتریان را حسابرسی میکند، و چه سقف اهرمی از نظر قانونی در کشور محل اقامت شما مجاز است. یک Broker که توسط FCA در بریتانیا، BaFin در آلمان یا ASIC در استرالیا تنظیمگری میشود، تحت برخی از سختگیرانهترین قوانین مربوط به پولِ مشتری در جهان فعالیت میکند. یک Broker که فقط توسط یک مرجع کوچکِ فراساحلی تنظیمگری میشود لزوماً ناایمن نیست، اما مسیر بازیابی در صورت بروز مشکل طولانیتر است و معمولاً سقف اهرم بالاتر از چیزی است که نهاد ناظر در داخل کشور اجازه میدهد.
نهاد ناظر را با محل زندگیتان تطبیق دهید. اگر ساکن اتحادیهٔ اروپا هستید، یک Broker تنظیمشده در اتحادیهٔ اروپا دسترسی به مسیر رسیدگی محلی به شکایات و حمایتهای MiFID را به شما میدهد. اگر ساکن خارج از اتحادیهٔ اروپا هستید و با یک Broker اروپایی حساب باز میکنید، ممکن است Broker همچنان شما را پذیرش کند، اما سطح حمایتها متفاوت خواهد بود. قانون ساده: یک Broker انتخاب کنید که نهاد ناظر اصلی آن در حوزهای باشد که قدرت اجرای مستقیم مقررات علیه شخص حقوقیِ نگهدارندهٔ وجوه شما را دارد.
پلتفرم را با پول واقعی، بهآرامی آزمایش کنید
یک حساب دمو تقریباً هیچ چیز درباره پلتفرمی که واقعاً از آن استفاده خواهید کرد به شما نمیگوید. معمولاً خوراکهای دمو تمیزترند، سریعتر پر میشوند و هیچ لغزشی (slippage) ندارند. تنها آزمون صادقانه، یک واریز کوچکِ زنده است؛ به اندازه یک هفته معمولِ معاملات. روال عادی خود را اجرا کنید: یک چارت باز کنید، یک سفارش لیمیت ثبت کنید، یک استاپ قرار دهید، یک سفارش را لغو کنید، پوزیشن را ببندید، و مقدار کمی برداشت کنید. هر مرحله را زمانبندی کنید. اگر برداشت سه روز کاری طول بکشد و کارگزار شما «برداشتهای آنی» را تبلیغ کند، این نشانهای است برای اینکه متن ریز را بخوانید.
ببینید پلتفرم در شرایط فشار چگونه رفتار میکند. آیا هنگام انتشار خبر، چارت فریز میشود؟ آیا اپ موبایل همان پوزیشنها را مثل نسخه دسکتاپ نشان میدهد؟ آیا دکمهای برای «بستن اضطراری» وجود دارد که همهچیز را در بازار (market) صاف کند؟ این حالتهای خاص از فهرست امکاناتی که در بروشور آمده مهمترند.
تصمیم بگیرید چه چیزهایی را حاضر هستید از دست بدهید
هر کارگزاری یک معامله (trade-off) است. ارزانترین کارگزاری برای سهام ممکن است در FX گران باشد. کارگزاریای که بهترین نمودارها را دارد شاید ابزارهای مدیریت ریسکِ گزینهها (options) ضعیفی داشته باشد. کارگزاریای که تمیزترین اپ موبایل را دارد ممکن است پلتفرم وبِ دستوپاگیری داشته باشد. کارگزاریای که بهترین نهاد ناظر را دارد شاید داراییای را که میخواهید ارائه نکند.
یک فهرست کوتاه از «بایدها» و «خوب است اگرها» بنویسید. روی بایدها محکم بایستید. درباره خوب است اگرها صادق باشید. کارگزاریای که میتوانید سالها با آن بمانید معمولاً همان است که اصول اولیه را درست انجام میدهد، حتی اگر قابلیتی را نداشته باشد که دربارهاش در یک انجمن خواندهاید.
منابع مرتبط
از کجا شروع کنید
اگر هنوز کارگزار (Broker) ندارید، مقایسه کامل کارگزارها بهترین گزینهها را بر اساس مدل کارمزد، نهاد ناظر، پلتفرم و نوع حساب بررسی میکند. دو یا سه مورد را که با «ضروریات» بالا مطابقت دارند انتخاب کنید، در هرکدام کوچکترین حسابِ دارای وجه را باز کنید، و قبل از اینکه سرمایه بزرگتری را وارد کنید، روند عادی خود را به مدت یک هفته اجرا کنید.