این توصیه سرمایهگذاری نیست. اطلاعات ارائهشده فقط برای اهداف آموزشی و اطلاعرسانی است و بههیچوجه بهمعنای توصیه برای خرید یا فروش هیچ محصول مالی نیست.
حساب معاملاتی با مارجین (margin trading) یک حساب کارگزاری است که به معاملهگر اجازه میدهد در برابر وجه نقد و اوراق بهادار موجود در حساب، وام بگیرد تا موقعیتهای اهرمی (leveraged) اتخاذ کند. سازوکار آن همانند هر حساب اهرمی دیگری است: معاملهگر یک سپرده میگذارد، کارگزار بقیه را قرض میدهد و حقوق صاحبان سهام (equity) معاملهگر تفاوت این دو است. مدیریت است که معاملهگری را که در یک بازار پرنوسان دوام میآورد از معاملهگری جدا میکند که با یک مارجین کال (margin call) از بین میرود.
چهار عددی که باید زیر نظر بگیرید
عدد اول، حقوق صاحبان حساب است. حقوق صاحبان حساب برابر است با وجه نقد بهعلاوه ارزش بازار اوراق بهادار، منهای هر مبلغی که قرض گرفته شده است. حقوق صاحبان حساب، ثروت واقعی معاملهگر در حساب است و همان چیزی است که Broker هنگام محاسبه حداقل حاشیه نگهداری (maintenance margin) به آن نگاه میکند. معاملهگری که 10,000 یورو حقوق صاحبان حساب در یک حساب مارجین دارد، پیش از اینکه حساب به حداقل حاشیه نگهداری برسد، 10,000 یورو برای از دست دادن دارد.
عدد دوم، حداقل حاشیه نگهداری است. حداقل حاشیه نگهداری، حداقل حقوق صاحبان حسابی است که معاملهگر باید بهعنوان درصدی از ارزش موقعیت اهرمی حفظ کند. برای یک سهم بزرگ در آمریکا، حداقل حاشیه نگهداری اغلب 25% است. معاملهگری که یک موقعیت اهرمی 20,000 یورویی دارد باید حداقل 5,000 یورو حقوق صاحبان حساب نگه دارد. وقتی حقوق صاحبان حساب به زیر 5,000 یورو سقوط کند، Broker یک margin call صادر میکند.
عدد سوم، بافر نقدی است. بافر نقدی، وجه نقد موجود در حساب است که به هیچ موقعیتی یا به هیچ الزام مارجینی اختصاص داده نشده است. بافر نقدی، دفاع معاملهگر در برابر افت ارزش (drawdown) است و بافر نقدی باید 10% تا 30% از ارزش حساب باشد، بسته به نوسانپذیری داراییها. معاملهگری که بافر بزرگتری دارد میتواند افت ارزش بیشتری را بدون فعال شدن margin call جذب کند.
عدد چهارم، حد مجاز افت ارزش است. حد مجاز افت ارزش، حداکثر درصد زیانی است که معاملهگر حاضر است قبل از کاهش اندازه موقعیت یا بستن حساب بپذیرد. یک قاعده رایج، حد مجاز افت ارزش 20% است. معاملهگری که به افت ارزش 20% برسد، معاملات را متوقف میکند، استراتژی را بررسی میکند و فقط زمانی دوباره شروع میکند که استراتژی اصلاح شده باشد.
انضباطِ تعیین اندازهٔ پوزیشن
مهمترین انضباط، تعیین اندازهٔ پوزیشن است. اندازهٔ پوزیشن در هر معامله با «ریسک دلاری» در نقطهٔ توقف (استاپ) تعیین میشود، نه با بازدهٔ مطلوب یا اهرمِ در دسترس. معاملهگر فاصله از ورود تا استاپ را محاسبه میکند، آن را در تعداد سهمها ضرب میکند و «ریسک دلاری» را روی ۱٪ از حساب تنظیم میکند. اندازهٔ پوزیشن هر مقداری است که همان ریسک دلاری را ایجاد کند.
معاملهگری که بهطور مداوم از این انضباط استفاده میکند، بازدهی تولید میکند که با نرخ بردِ استراتژی و نسبت ریسکبهپاداش آن سازگار است. معاملهگری که از اهرم برای گرفتن پوزیشنی بزرگتر از چیزی که این انضباط اجازه میدهد استفاده میکند، بازدهی تولید میکند که تحت سلطهٔ بزرگترین زیان قرار میگیرد؛ و بزرگترین زیان همان زیانی است که سودهای حاصل از بردهای کوچکتر را از بین میبرد.
این انضباط در حساب مارجین همانند حساب نقدی است، اما «میزان ریسک» بالاتر است. یک زیان ۱٪ در حساب مارجین، ۱٪ زیان روی حقوق صاحبان سهام (equity) است، نه روی ارزش پوزیشن. یک زیان ۱۰٪ در یک پوزیشنِ اهرمی ۵:۱، ۵۰٪ زیان روی حقوق صاحبان سهام است، و یک زیان ۵۰٪ روی حقوق صاحبان سهام برای جبران نیازمند یک سود ۱۰۰٪ است. انضباطِ تعیین اندازهٔ پوزیشن تنها راهی است که اهرم را به نفع معاملهگر به کار بیندازد.
انضباطِ «حاشیهٔ نقدی»
انضباطِ دوم، «حاشیهٔ نقدی» است. حاشیهٔ نقدی، وجه نقد موجود در حساب است که به یک موقعیت اختصاص داده نشده است. این حاشیهٔ نقدی افت (drawdown) را جذب میکند و فاصلهٔ میان یک افتِ قابلمعامله و یک اخطارِ مارجین (margin call) است. یک معاملهگر با حاشیهٔ نقدی ۲۰٪ میتواند ۲۰٪ افت را روی موقعیتهای اهرمی بدون اینکه اخطارِ مارجین فعال شود، جذب کند. یک معاملهگر با حاشیهٔ نقدی ۰٪ در برابر اخطارِ مارجین در اولین افت قرار دارد.
این حاشیهٔ نقدی رایگان نیست. یک حاشیهٔ نقدی ۲۰٪ در یک حساب ۵۰٬۰۰۰ یورویی، معادل ۱۰٬۰۰۰ یورو وجه نقدی است که سرمایهگذاری نشده و هزینهٔ فرصت آن، بازدهِ ۱۰٬۰۰۰ یورو است. هزینهٔ فرصت واقعی است و معاملهگر باید آن را در برابر هزینهٔ نداشتنِ حاشیهٔ نقدی بسنجد. سازش این است که در بازارهای آرام، حاشیهٔ نقدیِ کوچکتر و در بازارهای پرنوسان، حاشیهٔ نقدیِ بزرگتری نگه دارید.
انضباطِ برنامه خروج
انضباط سوم، برنامه خروج است. برنامه خروج مجموعهای از قوانینی است که تعیین میکند چه زمانی یک موقعیت بسته میشود. رایجترین قوانین عبارتاند از: حد ضرر در یک قیمتِ مشخص، حد سود در یک قیمتِ مشخص، و خروجِ مبتنی بر زمان در یک تاریخِ مشخص. این قوانین پیش از ثبتِ معامله تعیین میشوند و زمانی که قیمت به سطح موردنظر برسد، به آنها پایبند میمانند.
برنامه خروج، دفاعِ معاملهگر در برابر دامِ رفتاری است. معاملهگری که روی یک موقعیت سود دارد، در گرفتنِ سود تردید میکند، چون بازده برای اهرم «خیلی کوچک» به نظر میرسد. معاملهگری که روی یک موقعیت ضرر دارد، در پذیرفتنِ ضرر تردید میکند، چون ضرر برای معامله «خیلی بزرگ» به نظر میرسد. برنامه خروج همان پیشتعهدی است که دامِ رفتاری را نادیده میگیرد، و پیشتعهد تنها راهی است که انضباط را به کار میاندازد.
انضباطِِ بازبینی
انضباط چهارم، بازبینی است. معاملهگر حساب را در یک بازه زمانی منظم (هفتگی یا ماهانه) بررسی میکند و بازبینی، یک ارزیابیِ ساختارمند از راهبرد، انضباط و عملکرد است. بازبینی فرصتی است برای شناسایی معاملاتی که جواب دادند، معاملاتی که جواب ندادند، و معاملاتی که خارج از چارچوب انضباط انجام شدند. بازبینی مبنای معاملات ماه بعد است.
بازبینی همچنین فرصتی است برای تنظیم اندازه موقعیت، بافر نقدی و حدِ افت سرمایه (drawdown). معاملهگری که بهطور مداوم به حدِ افت سرمایه میرسد باید اندازه موقعیت را کاهش دهد. معاملهگری که بهطور مداوم بازدهیِ مثبت تولید میکند باید اندازه موقعیت را افزایش دهد، اما فقط پس از داشتن یک سابقهی شش تا دوازدهماهه.
منابع مرتبط
از کجا شروع کنم
اگر حساب مارجین را مدیریت میکنید، مفیدترین تمرین این است که چهار عدد را مشخص کنید و بهصورت هفتگی آنها را زیر نظر بگیرید. فهرست مقایسه Broker ما سیاستهای مارجین و مارجین نگهداری را در هر Broker نشان میدهد؛ و این دو در کنار هم به شما میگویند انضباط لازم برای حساب شما چگونه باید باشد.