حاشیه و اهرم در معاملات آپشن: رابطهٔ آن توضیح داده شد

هامش اختیار و اهرم (leverage) از زوایای مختلف یک چیز هستند. «هامش» همان چیزی است که می‌گذارید؛ «اهرم» همان چیزی است که کنترل می‌کنید. نسبت بین آن‌ها چیزی است که برای ریسک اهمیت دارد.

سلب مسئولیت

این توصیه سرمایه‌گذاری نیست. اطلاعات ارائه‌شده فقط برای اهداف آموزشی و اطلاع‌رسانی است و به‌هیچ‌وجه به‌معنای توصیه برای خرید یا فروش هیچ محصول مالی نیست.

نسخه انگلیسی این هشدارهای ریسک معتبر است. ترجمه‌ها فقط برای سهولت ارائه شده‌اند.

حاشیهٔ اختیار معامله و اهرم (leverage) از یک چیز هستند، فقط از زاویه‌های متفاوت. «حاشیه» همان چیزی است که به‌عنوان وثیقه می‌گذارید؛ «اهرم» ارزشِ موقعیتی است که نسبت به حاشیه کنترل می‌کنید. نسبت بین این دو چیزی است که ریسکِ موقعیت را تعیین می‌کند.

یک فروشِ بدون پوششِ call با ۱٬۷۰۰ دلار حاشیه که یک موقعیت ۱۰٬۰۰۰ دلاری را کنترل می‌کند، ۵٫۹× اهرم دارد. یک put با پشتوانهٔ نقدی با ۱۰٬۰۰۰ دلار پول نقد که یک موقعیت ۱۰٬۰۰۰ دلاری را کنترل می‌کند، ۱× اهرم دارد. این دو موقعیت از نظر ریسک بسیار متفاوت‌اند، حتی اگر داراییِ زیربنایی یکسان باشد.

هدف اینجا رابطهٔ بین حاشیهٔ اختیار معامله و اهرم است—این‌که چه چیزی نسبت را تعیین می‌کند، این نسبت دربارهٔ موقعیت چه می‌گوید، و چطور از این اطلاعات برای اندازه‌گذاری معاملات استفاده کنید.

نسبت پایه

برای هر موقعیت اختیار معامله، نسبت اهرم این است:

Leverage = (ارزش موقعیت) / (مبلغ مارجین موردنیاز)

ارزش موقعیت برای اختیار معامله، ارزش اسمیِ داراییِ زیربنایی است که اختیار آن را کنترل می‌کند. برای یک اختیار معامله سهامِ استاندارد، این مقدار ۱۰۰ سهم × قیمت اعمال است (برای یک Call خریداری‌شده) یا ۱۰۰ سهم × قیمت سهم است (برای یک Call فروخته‌شده).

مبلغ مارجین موردنیاز همان چیزی است که Broker شما می‌خواهد و به استراتژی و چارچوب Broker (Reg-T، portfolio margin و غیره) بستگی دارد.

مثال: یک Call خریداری‌شده روی یک سهم ۱۰۰ دلاری با قیمت اعمال ۱۰۵ دلار، هزینه‌ای برابر ۲۵۰ دلار دارد (۲.۵۰ دلار × ۱۰۰ سهم). ارزش موقعیت ۱۰,۰۰۰ دلار است (۱۰۰ × ۱۰۰) یا ۱۰,۵۰۰ دلار (۱۰۰ × ۱۰۵). مارجین موردنیاز ۲۵۰ دلار است (حق‌پریمیوم). اهرم ۴۰ تا ۴۲ برابر است.

این اهرم بسیار افراطی است. بیشترِ آن صرفاً نظری است — اختیار معامله فقط می‌تواند تا زمان سررسید ارزشی بین ۰ دلار تا حدود قیمت سهم داشته باشد. اهرمِ تحقق‌یافته در نتیجه، بسیار پایین‌تر است.

نسبتِ مفیدتر: کارایی سرمایه

نسبتِ کاربردی‌تر «کارایی سرمایه» است: اینکه به ازای هر یک دلار حق‌پریمیومی که جمع می‌کنید یا هر یک دلار ریسکی که می‌پذیرید، چه مقدار سرمایه لازم است.

برای فروش یک put پوشش‌دار با پول نقد (cash-secured) به قیمت $2.00 با قیمت اعمال $100:

  • سرمایه موردنیاز: $10,000 (قیمت اعمال × 100)
  • حق‌پریمیوم جمع‌شده: $200
  • کارایی سرمایه: 50:1 (شما $10,000 می‌گذارید تا $200 جمع کنید)

اگر put بدون ارزش منقضی شود، $200 را نگه می‌دارید. این یعنی 2% بازده روی $10,000 در چند ماه. سالانه‌سازی‌شده، قابل‌توجه است — اما فقط اگر استراتژی دقیقاً طبق انتظار عمل کند.

برای یک call بدون پوشش (naked) به قیمت $2.00 با قیمت اعمال $105 روی یک سهم $100:

  • سرمایه موردنیاز: $1,700 (طبق فرمول Reg-T)
  • حق‌پریمیوم جمع‌شده: $200
  • کارایی سرمایه: 8.5:1

این کارایی سرمایه بسیار بیشتر از put پوشش‌دار با پول نقد است. اما معاوضه (trade-off) این است: call بدون پوشش زیانِ نامحدود دارد، در حالی‌که put پوشش‌دار با پول نقد زیانِ محدود دارد.

اهرم (leverage) در call بدون پوشش بالاتر است. ریسک هم بالاتر است. این دو از هم جداشدنی نیستند.

اهرم بر اساس استراتژی

یک راهنمای سریع برای نسبت اهرمِ استراتژی‌های رایجِ آپشن (با فرض یک سهم ۱۰۰ دلاری):

استراتژی سرمایه موردنیاز ارزش موقعیت اهرم
خرید کال (deep ITM) مبلغ پریمیوم پرداخت‌شده ۱۰٬۰۰۰ دلار+ ۳۰-۵۰×
خرید کال (OTM) مبلغ پریمیوم پرداخت‌شده ۵٬۰۰۰ دلار+ ۵۰-۱۰۰×
فروشِ پوشش‌دار با وثیقه نقدی (Cash-secured put) Strike × 100 ۱۰٬۰۰۰ دلار ۱×
کالِ پوشش‌دار (Covered call) هزینه سهام ۱۰٬۰۰۰ دلار ۱×
فروشِ کالِ بدون پوشش (Naked short call) ۱٬۵۰۰-۲٬۰۰۰ دلار ۱۰٬۰۰۰ دلار ۵-۷×
اسپرد کالِ صعودی (Bull call spread) بدهی خالص (Net debit) ۵٬۰۰۰ دلار ۵-۱۰×
آیرون کندور (Iron condor) حداکثر زیان ۱۰٬۰۰۰ دلار+ ۱-۳×

اهرم برای آپشن‌های لانگِ خارج از پول (out-of-the-money) بیشترین است و برای استراتژی‌های کاملاً دارای وثیقه کمترین. ریسک نیز به همان شکل توزیع می‌شود: اهرم بالا = نوسان‌های درصدی بزرگ = ریسکِ بالای از دست رفتن کامل.

چگونه اهرم در طول زمان تغییر می‌کند

نسبت اهرم ثابت نیست. برای یک اختیار خرید (long option)، ارزش موقعیت تقریباً ثابت می‌ماند (زیربنایی تغییر نمی‌کند)، اما مارجین موردنیاز (حق‌اختیار) می‌تواند تغییر کند. با نزدیک شدن به سررسید، ارزش اختیار کاهش می‌یابد و نسبت اهرم همراه با آن تغییر می‌کند.

برای یک اختیار فروش (short option)، مارجین موردنیاز می‌تواند با نوسان ضمنی (implied volatility) تغییر کند. افزایش IV یعنی اختیار ارزش بیشتری دارد، بنابراین مارجین موردنیاز بیشتر می‌شود. نسبت اهرم با بالا رفتن مارجین کاهش پیدا می‌کند.

برای استراتژی‌های پوشش‌دار (hedged strategies)، اهرم پایدارتر است چون بخش‌های بلند و کوتاه همدیگر را خنثی می‌کنند. یک iron condor در طول عمرش تقریباً اهرم مشابهی دارد.

استفاده از نسبت برای تعیین اندازه پوزیشن

نسبت اهرمی یکی از ورودی‌ها برای تعیین اندازه پوزیشن است. یک قاعده رایج:

اندازه پوزیشن = (ریسک حساب برای هر معامله) / (حداکثر زیان در سطح پوزیشن)

که «حداکثر زیان در سطح پوزیشن» همان چیزی است که پوزیشن می‌تواند در بدترین سناریو از دست بدهد.

برای یک put تضمین‌شده با وجه نقد، حداکثر زیان برابر است با (استرایک × 100) منهای پریمیومی که دریافت می‌کنید. برای یک استرایک 100 دلاری با پریمیوم 2.00 دلاری، حداکثر زیان 9,800 دلار است. اگر ریسک حساب برای هر معامله 2٪ از یک حساب 50,000 دلاری باشد (یعنی 1,000 دلار)، می‌توانید 1 قرارداد بفروشید.

نسبت اهرمی یک چک مفید است، نه ابزار اصلی برای تعیین اندازه. یک call بدون پوشش با اهرم 5× همچنان می‌تواند یک پوزیشن کوچک در حساب باشد، اگر آن را درست اندازه‌گذاری کنید.

اشتباهات رایج

سه الگو:

  1. اشتباه گرفتن نسبت اهرم با ریسک. نسبت اهرمِ بالا به‌معنای ریسکِ بالا نیست اگر اندازهٔ پوزیشن کوچک باشد. یک کال لانگ 100× اهرمی با 100 دلار حق‌اختیار، ریسکی معادل 100 دلار است، نه یک ریسکِ بالا.
  2. بررسی اهرم به‌صورت جداگانه. یک کالِ بدون پوشش (naked) با اهرم 5× با یک کالِ پوشش‌دار (covered) با اهرم 5× یکسان نیست. پروفایل ریسک متفاوت است.
  3. نادیده گرفتن مارجین کال‌ها در محاسبهٔ اهرم. پوزیشنی که باعث مارجین کال می‌شود عملاً ریسکی نامحدود برای حساب دارد. بیشینهٔ زیانِ نظری بی‌معناست اگر Broker برای پاسخ به این درخواست، پوزیشن‌های دیگر شما را ببندد.

چگونه ارزیابی کنیم

هنگام سنجش اهرم یک موقعیت اختیار معامله، بپرسید:

  • ارزش موقعیت چقدر است؟ (ارزش اسمیِ داراییِ پایه.)
  • چه مقدار مارجین لازم است؟ (آنچه کارگزار شما واقعاً درخواست می‌کند.)
  • حداکثر زیان در سطح موقعیت چقدر است؟ (اینکه موقعیت در بدترین حالت چقدر می‌تواند ضرر کند.)
  • با گذر زمانِ موقعیت، اهرم چگونه تغییر می‌کند؟ (برای اختیارهای خریدِ بلند: با کاهش ارزشِ حق‌پریمیوم، اهرم افزایش می‌یابد. برای اختیارهای فروشِ کوتاه: با افزایش IV، اهرم کاهش می‌یابد.)

پاسخ به این پرسش‌ها چیزی است که ریسک واقعی را تعیین می‌کند. نسبت اهرم به‌تنهایی فقط یک نقطه شروع است و تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد.

سوالات متداول

نسبت اهرم «خوب» برای معاملات اختیار چیست؟

برای بیشتر معامله‌گران خرد، اهرم مؤثر ۱ تا ۳× روی حساب مناسب است. اهرم بالاتر (۵ تا ۱۰×) برای استراتژی‌های پوشش‌ریسک‌شده یا برای بخشی کوچک از حساب قابل قبول است. اهرم بالاتر از ۱۰× روی بخش معناداری از حساب، پرریسک است و برای بیشتر معامله‌گران مناسب نیست.

آیا اهرم بین اختیارهای خرید (Long) و فروش (Short) متفاوت است؟

بله، به‌طور چشمگیری. اختیارهای خرید (Long) بدون مبنای مارجین خریداری می‌شوند (حق‌ بیمه را پرداخت می‌کنید و مارجین دیگری وجود ندارد). اختیارهای فروش (Short) مشمول فرمول مارجین کارگزار (Broker) است. اهرم در اختیار خرید (Long) برابر است با ارزش اسمی تقسیم بر حق‌ بیمه‌ای که پرداخت شده است. اهرم در اختیار فروش (Short) برابر است با ارزش اسمی تقسیم بر مارجین موردنیاز.

آیا حاشیه پرتفوی (portfolio margin) بیشتر از Reg-T اهرمی است؟

برای موقعیت‌های پوشش‌داده‌شده (hedged)، بله—portfolio margin می‌تواند تا ۲ تا ۳ برابر قدرت خرید بیشتری بدهد. برای موقعیت‌های بدون پوشش (naked)، اهرم مشابه یا حتی کمتر است. مزیت portfolio margin، شناسایی ریسک‌های خنثی‌کننده در موقعیت‌های پوشش‌داده‌شده است.

منابع مرتبط

از کجا شروع کنید

اگر می‌خواهید پروفایل‌های اهرمِ (leverage) ارائه‌شده توسط بروکرهای مختلف برای معاملات آپشن را با هم مقایسه کنید، قدم عملیِ اول این است که ماشین‌حساب مارجین داخل پلتفرم را برای استراتژی‌ای که مدنظر دارید بررسی کنید. برای دیدن فهرست فعلی پلتفرم‌های سازگار با آپشن، به جدول بروکرها ما مراجعه کنید.