مبانی اهرم در معاملات سهام: نحوهٔ عملکرد آن و اینکه چگونه از هر دو طرف می‌تواند اثر بگذارد

اهرم به شما اجازه می‌دهد با پول نقد کمتر، سهام بیشتری کنترل کنید و زیان‌ها را دقیقاً به همان اندازه‌ای که سودها را افزایش می‌دهد، تشدید می‌کند. این نسخهٔ ساده و قابل‌فهمِ نحوهٔ کار اهرم در سهام است، پیش از هرگونه استراتژی.

سلب مسئولیت

این توصیه سرمایه‌گذاری نیست. اطلاعات ارائه‌شده فقط برای اهداف آموزشی و اطلاع‌رسانی است و به‌هیچ‌وجه به‌معنای توصیه برای خرید یا فروش هیچ محصول مالی نیست.

نسخه انگلیسی این هشدارهای ریسک معتبر است. ترجمه‌ها فقط برای سهولت ارائه شده‌اند.

در معاملات سهام، اهرم (Leverage) یعنی قرض گرفتن پول از Broker برای گرفتن یک موقعیت بزرگ‌تر از مقداری که پول نقدتان معمولاً اجازه می‌دهد. سازوکار آن ساده است، اما پیامدهایش نه. بیشتر معامله‌گرانی که در موقعیت‌های اهرمی پول از دست می‌دهند، سازوکار را اشتباه نفهمیده‌اند. آن‌ها پیامدها را اشتباه فهمیده‌اند، چون اهرم را به‌عنوان یک تقویت‌کنندهٔ رایگانِ بازده‌ها در نظر گرفتند، نه به‌عنوان یک ضریبِ ریسک.

تصویر مکانیکی

شما €10,000 در حساب کارگزاری‌تان دارید. می‌خواهید €30,000 از یک سهم بخرید. شما €10,000 از پول نقد خودتان را می‌گذارید و €20,000 را از Broker قرض می‌گیرید. این موقعیت طوری رفتار می‌کند که انگار €30,000 از سهام را مالک شده‌اید. اگر سهم 10% رشد کند، شما €3,000 سود می‌کنید؛ در حالی که فقط €10,000 پول نقد خرج کرده‌اید. اگر سهم 10% افت کند، €3,000 ضرر می‌کنید. اگر سهم 33% افت کند، €10,000 پول نقدتان از بین می‌رود و Broker شروع به نگرانی می‌کند.

اهرم 2:1 در این مثال نسبتِ اندازهٔ موقعیت به پول نقد است. بیشتر Brokerها نسبت‌های بالاتری ارائه می‌دهند. با اهرم 5:1 روی همان €10,000، شما یک موقعیت €50,000 را کنترل می‌کنید. حالا یک تغییر 10% در قیمت سهم، یک تغییر 50% در پول نقد شماست. یک تغییر 20% حساب‌تان را نابود می‌کند.

چرا کارگزاران آن را ارائه می‌کنند

اهرم یک ویژگی رقابتی است. کارگزاران بر سر سقف اهرم، نرخ مارجین، ابزارهای واجد شرایط و سیاست اخطار مارجین با هم رقابت می‌کنند. دلیل ارائه آن این است که شما بیشتر معامله می‌کنید، کمیسیون و اسپرد بیشتری تولید می‌شود و شما درگیرِ پلتفرم می‌مانید. وقتی از اهرم استفاده می‌کنید، کارگزار بیشتر از زمانی که از آن استفاده نمی‌کنید پول درمی‌آورد. این به این معنا نیست که اهرم بد است. اما یعنی کارگزار طرفِ بی‌طرفی نیست که آیا شما باید از آن استفاده کنید یا نه.

در برخی حوزه‌های قضایی، نهادهای ناظر وارد عمل شده‌اند. سازمان اروپایی اوراق بهادار و بازارها (ESMA) اهرم خرده‌فروشی را برای سهام بزرگ تا ۱:۵ محدود می‌کند. FCA بریتانیا نیز پس از ۲۰۱۸ محدودیت‌های مشابهی معرفی کرد. ASIC استرالیا برای محصولات FX مارجین خرده‌فروشی و همچنین CFDها سقف ۱:۵ اعمال کرده است. کارگزاران خارج از کشور همچنان روی سهام آمریکا از طریق محصولات سنتتیک، اهرم ۱:۱۰۰ یا بالاتر ارائه می‌دهند، اما لایهٔ حمایت حقوقی بسیار نازک‌تر است.

فراخوان مارجین

فراخوان مارجین (margin call) راهِ بروکر برای این است که بگوید نقدینگی موجود در حساب شما دیگر برای پشتیبانی از بخشِ وام‌گرفته‌شدهٔ موقعیت کافی نیست. بروکر از شما می‌خواهد که پولِ بیشتری واریز کنید، بخشی از موقعیت را ببندید، یا هر دو کار را انجام دهید. سطح دقیقِ فعال‌شدنِ فراخوان مارجین همان «مارجینِ نگهدارنده» است که توسط بروکر و نهادِ ناظر تعیین می‌شود. در سهامِ آمریکا، این مقدار اغلب ۲۵٪ از ارزشِ موقعیت است. در یک موقعیت ۳۰٬۰۰۰ یورویی با ۱۰٬۰۰۰ یورو پولِ خودتان، یک مارجینِ نگهدارندهٔ ۲۵٪ یعنی فراخوان مارجین زمانی فعال می‌شود که ارزش موقعیت به ۱۳٬۳۳۳ یورو برسد؛ یعنی افتی ۵۶٪ نسبت به ارزش موقعیت.

اگر به فراخوان مارجین پاسخ ندهید، بروکر موقعیت را با بدترین قیمتِ در دسترس می‌بندد، زیان را تثبیت می‌کند و یک کارمزد دریافت می‌کند. بازیابی از یک بستنِ اجباری سخت‌تر از بستنِ داوطلبانه است، چون بروکر به استراتژی یا بازهٔ زمانیِ شما اهمیتی نمی‌دهد.

چرا اهرم مفید است

اهرم واقعاً برای معاملات کوتاه‌مدت با یک حد ضررِ مشخص و تعریف‌شده مفید است. اگر حد ضررِ شما فشرده باشد، اندازهٔ پوزیشن کوچک باشد، و یک سطحِ بی‌اعتباریِ روشن داشته باشید، اهرم به شما اجازه می‌دهد پوزیشن را طوری اندازه‌گیری کنید که بازدهیِ معنادار ایجاد شود، بدون اینکه بخش بزرگی از حساب را درگیر کنید. این محاسبات به نفعِ حد ضررهای فشرده، نرخ‌های بردِ پایین، و حساب‌های کوچک است؛ جایی که اندازه‌های پوزیشن بدون اهرم آن‌قدر کوچک می‌شوند که ارزش توجه ندارند.

اهرم همچنین برای پوشش ریسک مفید است. یک پوزیشن فروش در برابر یک پوزیشن خرید در سبد شما می‌تواند بدون نیاز به نقدینگی برای گرفتن پوزیشن فروش با اندازهٔ کامل، مواجههٔ بازار را پوشش دهد. این پوشش ریسک رایگان نیست و تأمین مالیِ پوزیشن فروش، نتیجه را می‌کاهد؛ اما برای یک سبدِ پوشش‌داده‌شده، اهرم ابزاری برای کاراییِ هزینه است.

چرا اهرم (Leverage) خطرناک است

اهرم زمانی خطرناک است که برای گرفتن موقعیتی بزرگ‌تر از چیزی استفاده شود که معامله‌گر با پول نقد می‌گرفت. اگر اندازهٔ موقعیتِ بدون اهرم همان چیزی باشد که معامله‌گر استفاده می‌کرد، اهرم هم اندازه و هم ریسک را به شکلی افزایش می‌دهد که با برنامهٔ معامله‌گر هم‌خوانی ندارد. نتیجه، موقعیتی است که مدیریت آن سخت‌تر، اشتباه دربارهٔ آن آسان‌تر، و احتمال بسته شدنش در بدترین لحظه به‌واسطهٔ یک مارجین کال بیشتر است.

الگوی خطرناک «بازندهٔ کند» است. معامله علیه معامله‌گر ۵٪ پیش می‌رود، آن‌ها اهرم را اضافه می‌کنند تا جبران کنند، معامله دوباره ۵٪ دیگر علیه آن‌ها پیش می‌رود، اهرم بیشتری اضافه می‌کنند، و این چرخه با یک مارجین کال به پایان می‌رسد. راه‌حل این است که اندازهٔ موقعیت را بر اساس حد ضرر (stop) و حساب تعیین کنید، نه بر اساس بازدهٔ مطلوب.

منابع مرتبط

از کجا شروع کنید

اگر تازه‌کارِ اهرم در معاملات سهام هستید، امن‌ترین قدم اول تعیین یک قانون برای اندازه موقعیت است. یکی از رایج‌ترین آن‌ها این است که در یک معاملهِ تکی بیش از ۱٪ از حساب را به خطر نیندازید؛ که این مقدار با فاصله از ورود تا حد ضرر (stop) محاسبه می‌شود. سپس موقعیتی را با اندازه‌ای بگیرید که زیان دلاریِ درست را در حد ضرر ایجاد کند. عددِ اهرم هر مقداری است که لازم باشد تا آن زیان دلاری تولید شود، نه اینکه خودش یک هدف باشد. بخش مقایسه Broker ما نشان می‌دهد کدام Brokerها مقررات سطح‌یک با سقف‌های محافظه‌کارانه برای اهرم ارائه می‌کنند؛ که معمولاً نقطه شروع درست است.