اثر المضاعِف: كيفية الاستفادة من استثماراتك في تداول الأسهم

تأثیر ضریب، ریاضیاتِ اهرمی است که بر یک سبد اعمال می‌شود: تغییرات کوچک در بازده می‌تواند تغییرات بزرگی در ثروت نهایی ایجاد کند. همین اثر به شکل معکوس نیز عمل می‌کند.

سلب مسئولیت

این توصیه سرمایه‌گذاری نیست. اطلاعات ارائه‌شده فقط برای اهداف آموزشی و اطلاع‌رسانی است و به‌هیچ‌وجه به‌معنای توصیه برای خرید یا فروش هیچ محصول مالی نیست.

نسخه انگلیسی این هشدارهای ریسک معتبر است. ترجمه‌ها فقط برای سهولت ارائه شده‌اند.

تأثیر ضریب (Multiplier Effect) توصیفی از این است که اهرم در طول زمان چگونه تشدید می‌شود. بازده ۱٪ در یک پورتفوی بدون اهرم، برابر با ۱٪ بازده است. بازده ۱٪ در یک پورتفوی ۳× اهرمی که به مدت یک سال حفظ شود، بازده ۳٪ ایجاد می‌کند، اما فقط اگر هیچ اثر مرکب ناشی از «ریست روزانه» وجود نداشته باشد، هیچ هزینه تأمین مالی وجود نداشته باشد و هیچ ریسک گپ (gap risk) هم مطرح نباشد. واقعیت پیچیده‌تر است و تأثیر ضریب بهتر است به‌عنوان یک واقعیت مکانیکیِ بلندمدت درک شود، نه به‌عنوان یک شعار بازاریابی.

ریاضیات، به‌اختصار

اگر به‌ازای هر ۱ یورو از سرمایهٔ خودتان، ۲ یورو وام بگیرید، میزان مواجههٔ مؤثر شما ۳ یورو در برابر ۱ یورو هزینه است. بازدهٔ ناخالصِ این موقعیت سه برابرِ بازدهٔ داراییِ زیربنایی است. بازدهٔ خالصِ سرمایهٔ شما نیز سه برابرِ بازدهٔ داراییِ زیربنایی است، منهای هزینهٔ تأمین مالیِ ۲ یورویِ وام‌گرفته‌شده. اگر داراییِ زیربنایی طی یک سال ۵٪ بازده بدهد و هزینهٔ تأمین مالی روی مبلغِ وام‌گرفته‌شده ۴٪ باشد، بازدهٔ خالصِ سرمایهٔ شما تقریباً برابر است با ۵٪ × ۳ منهای ۴٪ × ۲ که می‌شود ۷٪ روی داراییِ زیربنایی به‌علاوهٔ هزینهٔ تأمین مالی. اهرم هم سود و هم هزینهٔ نگهداری را تقویت می‌کند.

تبادلِ سود و زیان وقتی متقارن است که تأمین مالی با پول نقد پرداخت شود. وقتی تأمین مالی با وامِ اضافی پرداخت می‌شود، این تبادل نامتقارن است؛ چون نسبت اهرم با حرکتِ موقعیت تغییر می‌کند. بیشتر Brokerها تأمین مالی را با پول نقد پرداخت می‌کنند، نه با وامِ اضافی؛ بنابراین مدلِ تمیزتری است.

چرا بعضی معامله‌گران سراغ «ضریب» می‌روند

رایج‌ترین دلیل، اندازه حساب است. یک حساب ۱۰٬۰۰۰ یورویی که هدفش رسیدن به بازده سالانه ۱۰٪ است، ۱٬۰۰۰ یورو سود می‌دهد. همان حساب با اهرم ۳×، با بازده ناخالص ۱۰٪، ۳٬۰۰۰ یورو سود می‌دهد منهای هزینه‌های تأمین مالی. بازدهِ اهرمی نسبت به زمان و تلاشی که معامله‌گر صرف می‌کند، معنادارتر به نظر می‌رسد. همین منطق معامله‌گران را به استفاده از اهرم در حساب‌های کوچک‌تر سوق می‌دهد؛ جایی که بازده بدون اهرم آن‌قدر کوچک به نظر می‌رسد که توجیه‌کننده کار نیست.

دلیل دوم، سرعت است. یک بازده سالانه ۵٪ که طی ۲۰ سال مرکب شود، به یک ضریب ۲٫۶۵× می‌رسد. یک بازده سالانه ۱۵٪ که طی ۲۰ سال مرکب شود، به یک ضریب ۱۶٫۴× می‌رسد. مرکب شدن بازده‌ها روایتِ بلندمدت است و اهرم یکی از راه‌های رسیدن به نرخ مرکب بالاتر است؛ البته با هزینهِ افزایش ریسک افت سرمایه (drawdown).

دلیل سوم، دسترسی است. معامله‌گری که می‌خواهد در یک بازار خارجی، یک بخش (سکتور) مشخص، یا یک سهم گران‌قیمت قرار بگیرد، می‌تواند از یک محصول اهرمی برای رسیدن به آن مواجهه به‌صورت ارزان استفاده کند، بدون اینکه کل ارزش اسمی (notional) را به‌صورت نقدی تأمین کند.

چرا ضریب می‌تواند یک حساب را نابود کند

همان حساب‌وکتابی که باعث می‌شود یک بازده ناخالص ۳۰٪ به بازده خالص ۹۰٪ تبدیل شود، همان‌طور هم یک زیان ۳۰٪ را به زیان ۹۰٪ تبدیل می‌کند. زیان ۹۰٪ بازیابی‌اش از زیان ۳۰٪ دشوارتر است. یک افت ۳۰٪ برای جبران به ۴۳٪ رشد نیاز دارد. یک افت ۹۰٪ برای جبران به ۹۰۰٪ رشد نیاز دارد. بیشتر معامله‌گرانی که دچار افت ۹۰٪ در یک موقعیت اهرمی می‌شوند، سرمایه یا میزان ریسک‌پذیری لازم برای افزودن وجوهی که برای بازیابی لازم است را ندارند.

حالت شکست دیگر «شکاف» است. محصولات اهرمی در پایان روز دوباره متعادل می‌شوند. یک شکاف نزولی در بازگشایی روز بعد می‌تواند زیانی بزرگ‌تر از چیزی ایجاد کند که ضریب روزانه نشان می‌دهد، چون محصول فرصت نداشته است تا خود را در شکاف دوباره متعادل کند. نتیجه یک افت ناگهانی است که با حد توقف (stop) معامله‌گر همخوانی ندارد و در بدترین لحظه منجر به دریافت مارجین کال می‌شود.

چگونه از ضریب به‌صورت آگاهانه استفاده کنیم

یک انضباط مفید این است که اندازهٔ پوزیشن را بر اساس میزان ریسک دلاریِ معامله تعریف کنید، نه بر اساس نسبت اهرم. ریسک دلاری فاصله از ورود تا حد ضرر است که در تعداد سهم ضرب می‌شود. اگر ریسک دلاری ۱٪ از حساب باشد، اندازهٔ معامله درست است، صرف‌نظر از اینکه اهرم ۱٫۵× باشد یا ۵×. عدد اهرم نتیجهٔ اندازه‌گذاری پوزیشن است، نه ورودی.

انضباط دوم این است که استفاده از اهرم را از انتخابِ استراتژی جدا کنید. یک استراتژی تاکتیکی کوتاه‌مدت با حد ضررِ تنگ گزینهٔ خوبی برای اهرم است، چون ریسک محدود می‌ماند. یک استراتژی بلندمدتِ خرید و نگهداری گزینهٔ ضعیفی است، چون معمولاً بازدهِ بدون اهرم کافی است و هزینهٔ نگهداری مدت طولانی پرداخت می‌شود.

انضباط سوم این است که هزینهٔ تأمین مالی را به‌عنوان یک هزینهٔ واقعی پیگیری کنید. نرخ تأمین مالی سالانهٔ ۴٪ روی یک پوزیشنِ ۳× اهرمی، تقریباً ۸٪ از سرمایهٔ زیربنایی در هر سال است. این یک افتِ قابل‌توجه در بازده است و به‌راحتی نادیده گرفته می‌شود، چون روزانه پرداخت می‌شود و به‌صورت یک کارمزد کوچکِ شبانه نمایش داده می‌شود.

منابع مرتبط

از کجا شروع کنید

اگر برای معاملات سهام اهرمی یک Broker انتخاب می‌کنید، مهم‌ترین ویژگی‌ها سقف اهرم، نرخ مارجین، ابزارهای واجد شرایط و سیاست مارجین کال هستند. راهنمای مقایسه Broker ما این موارد را بر اساس Broker و همچنین بر اساس حوزه قضایی تفکیک می‌کند؛ تا بتوانید ببینید در کشور محل اقامت شما چه چیزهایی در دسترس است.

پرسش‌های متداول درباره اثر ضریب‌چندبرابر

آیا اثر ضریب در طول زمان مرکب می‌شود؟

بله، در بازده ناخالص. بازده خالص نیز مرکب می‌شود، اما به‌واسطه هزینه تأمین مالی، افت ناشی از «ریست روزانه» در محصولات اهرمی، و خطای ردیابی کاهش می‌یابد. اثر مرکب در افق چندساله، دلیل اصلیِ عملکرد ضعیف‌تر محصولات اهرمی نسبت به معیارهای بدون اهرم در بازارهای خنثی یا پرنوسان است.

اهرم مناسب برای شروع یک حساب جدید چیست؟

برای یک حساب جدید، رایج‌ترین قانون این است که اندازهٔ پوزیشن را طوری تعیین کنید که ریسک دلاری در نقطهٔ توقف (stop) برابر با ۱٪ از حساب باشد. مقدار اهرم هر چیزی است که لازم است تا این ریسک ایجاد شود. برای بیشتر معامله‌گران تازه‌کار، این کار معمولاً به عدد اهرمی بین ۱× و ۲× می‌رسد که بسیار پایین‌تر از حداکثر اهرمِ کارگزار است.

آیا اثر ضریب می‌تواند در هر دو جهت کار کند؟

بله، و این همان ریسک اصلی است. یک سود ۵٪ روی یک موقعیت اهرمی ۳× برابر با ۱۵٪ سود روی سرمایه است. یک زیان ۵٪ نیز برابر با ۱۵٪ زیان است. این نامتقارن بودن فقط زمانی دیده می‌شود که تأمین مالی با وجوه قرض‌گرفته‌شده پرداخت شود، نه با پول نقد؛ که اکثر Brokerها از آن اجتناب می‌کنند.

اثر ضریب چگونه با تنوع‌بخشی تعامل دارد؟

این اثر، نوسان‌پذیری سبد را تقویت می‌کند بدون اینکه تنوع‌بخشی زیربنایی را تغییر دهد. یک سبد ۳× اهرمی متشکل از ۳۰ سهم، ساختار همبستگی مشابهِ سبد بدون اهرم دارد، با این تفاوت که سه برابر نوسان‌پذیری دارد. اهرم، موقعیت را از حالت تنوع‌بخشی دور نمی‌کند.

آیا باید اندازهٔ پوزیشن خود را بر حسب دلار تعیین کنم یا بر حسب تعداد سهم؟

در دلار، همیشه. ریسک دلاری در نقطهٔ توقف، ورودی است. تعداد سهم‌ها، خروجی است. تعیین اندازهٔ پوزیشن بر حسب تعداد سهم‌ها باعث می‌شود ریسک در معاملات مختلف ناهماهنگ باشد. تعیین اندازهٔ پوزیشن بر حسب دلار ریسک هر معامله را ثابت نگه می‌دارد؛ همان انضباطی که به معامله‌گر اجازه می‌دهد آن‌قدر زنده بماند تا درست بودنش را ثابت کند.