این توصیه سرمایهگذاری نیست. اطلاعات ارائهشده فقط برای اهداف آموزشی و اطلاعرسانی است و بههیچوجه بهمعنای توصیه برای خرید یا فروش هیچ محصول مالی نیست.
رابو-ادایزر (robo-advisor) سرویسی آنلاین است که با استفاده از یک الگوریتم، یک سبد سرمایهگذاری میسازد و آن را مدیریت میکند؛ با میزان محدود یا بدون دخالت مشاور انسانی. این دسته شامل رابو-ادایزرهای صرف (محصولات مستقل) است، کارگزاریهایی که یک سطح رابو-ادایزر را در کنار یک حساب خودگردان ارائه میدهند، و کارگزاریهای خدمات کامل که برای بخشی از ساخت سبد، از اتوماسیون استفاده میکنند. وجه مشترک همه آنها، اتوماسیونِ کاری است که در غیر این صورت یک مشاور باید بهصورت دستی انجام میداد.
یک رباتمشاور واقعاً چه کاری انجام میدهد
خدمت اصلی شامل تعیین سطح ریسک، ساخت سبد، بازتوازنسازی و برداشت زیان مالیاتی است. معاملهگر یک پرسشنامه درباره اهداف، افق زمانی و میزان تحمل ریسک خود پر میکند و الگوریتم داراییها را بین ترکیبی از ETFهای کمهزینه تخصیص میدهد. این سبد بهصورت دورهای بازتوازنسازی میشود تا تخصیص هدف حفظ گردد و الگوریتم در جایی که ساختار اجازه میدهد، زیانهای مالیاتی را برداشت میکند. برخی رباتمشاورها همچنین «ایندکسگذاری مستقیم» ارائه میدهند؛ جایی که الگوریتم سهامِ منفرد را برای بازتولید یک شاخص نگه میدارد و این کار امکان برداشت زیان مالیاتی دقیقتر را فراهم میکند.
هزینه این سرویس معمولاً سالانه 0.20% تا 0.50% از داراییها است، علاوه بر نسبتهای هزینه ETFهای زیربنایی. مجموع هزینه «همهجانبه» اغلب کمتر از 0.50% در سال است؛ یعنی کسری از کارمزد یک Broker تمامخدماتی معمول.
طرفداری از یک کارگزار رباتیک
قویترین دلیل برای معاملهگرانی است که میخواهند یک پرتفوی کمهزینه، بهطور گسترده متنوعشده و «دستنخورده» داشته باشند و زمان، علاقه یا تخصص لازم برای مدیریت آن بهصورت خودشان را ندارند. الگوریتم کار را انجام میدهد، هزینه پایین است و انضباطِ «بازتعادلسازی» اجرا میشود. برای یک سرمایهگذار در مرحله انباشت، با افق ۲۰ ساله و یک مسیر استانداردِ تاریخهدف، یک کارگزار رباتیک از نظر هزینه به ازای هر «نقطه مبنای» ارزش افزوده، بهسختی قابل شکست است.
دلیل دوم برای معاملهگرانی است که میخواهند در معرض یک راهبرد گستردهتر از چیزی قرار بگیرند که یک کارگزارِ واحد میتواند ارائه کند. برخی از کارگزارهای رباتیک «کارگزار-ناوابسته» هستند و معاملات را در میان چند متولی (custodian) هدایت میکنند تا بهترین اجرا، پایینترین نسبت هزینه (expense ratio) یا کارآمدترین چینشِ مالیاتیِ داراییها را به دست آورند.
دلیل سوم برای معاملهگرانی است که در اوایل مسیر شغلی خود هستند و یک رفتار پیشفرض میخواهند. یک کارگزار رباتیک نیاز به تصمیمگیری درباره تخصیص را از بین میبرد؛ موضوعی که برای معاملهگری که هنوز دیدگاه محکمی درباره تخصیص داراییها نساخته، مفید است. هزینه اشتباه کوچک است و هزینه درست بودن همان هزینهی یک پرتفویِ خودگردان است.
موردِ مخالفِ استفاده از یک کارگزارِ رباتیک
مهمترین دلیلِ مخالف، نبودِ تماسِ شخصی است. یک کارگزارِ رباتیک وقتی بازار در حال سقوط است به معاملهگر زنگ نمیزند، برای یک رویداد مهمِ زندگی استراتژی را تنظیم نمیکند و دیدگاهی نسبت به تصویر مالیِ کاملِ معاملهگر ندارد. برای معاملهگری با شرایط ساده، این موضوع مشکلی نیست. اما برای معاملهگری با شرایط پیچیده، خودکارسازی یک محدودیت است.
دلیل دومِ مخالف، سفارشیسازیِ محدود است. بیشتر کارگزارهای رباتیک مجموعهای ثابت از پورتفولیوها را بر اساس پروفایل ریسک ارائه میدهند. معاملهگر نمیتواند، برای مثال، یک بخش (سکتور) را حذف کند، یک ETF موضوعی را بیشوزن کند، یا پورتفولیو را به سمت یک مدلِ فاکتورِ خاص متمایل کند. انتخابهای الگوریتم، انتخابهای معاملهگر است.
دلیل سومِ مخالف، وابستگی به ETFهای زیربنایی است. عملکردِ کارگزارِ رباتیک، عملکردِ ETFهایی است که در اختیار دارد، منهای کارمزد. معاملهگر همان ریسکِ بازار را میپذیرد که یک سرمایهگذارِ منفعل میپذیرد، با این تفاوت که یک کارمزدِ کوچک هم به آن اضافه میشود. برای معاملهگری که میتواند همان ETFها را مستقیماً از طریق یک Broker تخفیفی بخرد و بهصورت دستی Rebalance کند، کارمزدِ کارگزارِ رباتیک یک افتِ واقعی محسوب میشود.
دلیل چهارمِ مخالف، نقاط کورِ الگوریتم است. پرسشنامهی پروفایلبندیِ ریسک یک سادهسازی است. پورتفولیو بر اساس پاسخها ساخته میشود، و پاسخها همیشه بازتابدهندهی میزانِ واقعیِ تحملِ ریسکِ معاملهگر نیستند. معاملهگری که در پرسشنامه بیشازحد به خود اطمینان دارد و نقدینگیِ کافی ندارد، ممکن است با یک افتِ سرمایه (drawdown) مواجه شود که از نظر روانی نگهداشتنِ آن سختتر از چیزی باشد که الگوریتم انتظار داشت.
چگونه یک مشاور رباتیک را ارزیابی کنیم
ارزیابی صادقانه این است که سه عدد را با هم مقایسه کنید:
کارمزدِ همهجانبه (all-in)، شامل کارمزد پلتفرم و نسبتهای هزینه ETFهای زیربنایی.
ساختار سبد سرمایهگذاری، شامل کلاسهای دارایی، ترکیب جغرافیایی، مواجهههای عاملی (factor exposures) و دفعات بازتوازنسازی.
رفتار مالیاتی، شامل سیاست برداشت زیان/سود (harvesting policy)، جایگذاری داراییهای کارآمد از نظر مالیاتی، و ساختار حساب.
یک آزمون عملی این است که بازدهِ پیشبینیشده ۱۰ سالهٔ مشاور رباتیک را با یک سبد سرمایهگذاری خودت انجام بده (do-it-yourself) از ETFهای مشابه در یک Broker تخفیفی، با بازتوازنسازی دستی، مقایسه کنید. سبد خودت انجام بده کارمزد پلتفرم ندارد، همان ETFهای زیربنایی را دارد و از نظر انضباط بازتوازنسازی مشابه است. تفاوت، کارمزد مشاور رباتیک است که در طول زمان مرکب میشود. اگر کارمزد در مقایسه با ارزشِ خودکارسازی کم باشد، مشاور رباتیک معاملهٔ منصفانهای است. اگر کارمزد بالا باشد و معاملهگر حاضر باشد کار را انجام دهد، سبد خودت انجام بده گزینهٔ بهتر است.
منابع مرتبط
از کجا شروع کنید
اگر بین یک robo-advisor، یک Broker با خدمات کامل، و یک Broker تخفیفی مردد هستید، فهرست مقایسه Broker ما انواع حساب و برنامههای کارمزد را در هر Broker نشان میدهد. بر اساس نوع حساب مرتب کنید تا ببینید کدام Brokerها یک سطح robo-advisor ارائه میدهند، و سپس از برنامه کارمزد برای مقایسه هزینه «همهجانبه» با نسبتهای هزینه ETF زیربنایی استفاده کنید.