این توصیه سرمایهگذاری نیست. اطلاعات ارائهشده فقط برای اهداف آموزشی و اطلاعرسانی است و بههیچوجه بهمعنای توصیه برای خرید یا فروش هیچ محصول مالی نیست.
یک دارایی اهرمی یک ابزار مالی است که بازدهیِ چندبرابریِ بازدهِ یک دارایی پایه تولید میکند. این دسته شامل ETFهای اهرمی، ETPهای اهرمی، CFDs اهرمی، وارانتهای اهرمی، معاملات آتی تکسهمی، و هر موقعیت مارجینی میشود که در آن اهرم توسط Broker تعیین میگردد. ریسکها و پاداشها در سراسر این دسته مشترک هستند، حتی اگر محصولات از نظر سازوکارهای متفاوت، نهادهای تنظیمگر متفاوت و ساختارهای هزینه متفاوت باشند.
سمتِ پاداش
پاداش همان ضریب است. یک ETF اهرمی ۲× روی S&P 500 بازده روزانهٔ S&P 500 را دو برابر میکند. یک CFD اهرمی ۵× روی یک سهمِ آمریکایی بازده روزانهٔ آن سهم را پنج برابر میکند. یک وارانتی با نسبت ۵:۱ نیز بازده روزانهٔ داراییِ پایه را پنج برابر میکند. ضریب همان تیتر است، و معاملهگری که دربارهٔ جهتِ داراییِ پایه درست عمل میکند، با ضریبی از بازده پاداش میگیرد.
پاداش در یک موقعیت تاکتیکیِ کوتاهمدت بیشترین ارزش را دارد. معاملهگری که دید چندروزهای روی یک بخشِ مشخص دارد میتواند از یک ETF اهرمی ۲× برای اندازهگیری پوزیشن بر اساس آن دید استفاده کند، بهجای اینکه سبدی از سهام را نگه دارد و مرتباً آن را بازتراز کند. محصول، همان «معامله» است. هزینهٔ تأمین مالی در نگهداری چندروزه کم است و «ریست روزانه» افتِ معناداری ایجاد نمیکند.
پاداش همچنین در چارچوبِ پوشش ریسک ارزشمند است. یک موقعیت فروش در یک محصول معکوسِ ۱× راهی تمیز برای پوشش یک پرتفویِ بلند از طریق یک بازهٔ ریسکِ مشخص است. هزینه، نرخ تأمین مالی بهعلاوهٔ خطای ردیابی است که معمولاً برای شاخصهای بزرگ کوچک است.
سمتِ ریسک
اولین ریسک، «ریست روزانه» است. یک محصول اهرمی که برای یک ضریب روزانه از دارایی پایه طراحی شده، در پایان روز دوبارهتراز میشود. در یک بازارِ خنثی یا پرنوسان، ریست روزانه به شکلی مرکب میشود که بازدهیای کمتر از بازده تجمعیِ دارایی پایه ایجاد میکند. اثر آن در هر روز کوچک است و در طول هفتهها بزرگ میشود.
دومین ریسک، «شکاف» است. محصول در پایان روز دوبارهتراز میشود، اما معاملهگر ممکن است از روی شکاف در بازگشاییِ روز بعد عبور کند و تا آن زمان نگه دارد. یک شکاف ۳٪ رو به پایین در دارایی پایه، روی یک محصول اهرمی ۲× زیانی ۶٪ ایجاد میکند؛ قبل از اینکه معاملهگر حتی فرصتی برای واکنش داشته باشد. دوبارهتراز انجام نشده است و استاپِ معاملهگر در سطح درست فعال نشده است.
سومین ریسک، «هزینه تأمین مالی» است. یک محصول اهرمی که یک شب نگه داشته میشود، بابت بخشِ وامگرفتهشده نرخ تأمین مالی پرداخت میکند. این نرخ در صفحه محصولِ Broker منتشر میشود و روزانه محاسبه میگردد. برای یک موقعیت اهرمی ۲×، هزینه تأمین مالی تقریباً نصف نرخ مارجینِ Broker است. در طول یک سال، این هزینه قابل توجه میشود.
چهارمین ریسک، «فراخوان مارجین» است. یک دارایی اهرمی که روی مارجین نگه داشته میشود، در صورتی که موقعیت علیه معاملهگر حرکت کند مشمول فراخوان مارجین میشود. فراخوان مارجین در سطح مارجینِ نگهداری فعال میشود و از معاملهگر خواسته میشود پول بیشتری واریز کند، بخشی از موقعیت را ببندد، یا هر دو کار را انجام دهد. اگر معاملهگر پاسخ ندهد، Broker موقعیت را با بدترین قیمتِ در دسترس میبندد.
پنجمین ریسک، «دامِ رفتاری» است. معاملهگری که روی یک موقعیت اهرمی سود دارد، تمایل کمتری به برداشت سود دارد، چون بازده برای اهرم «خیلی کوچک» به نظر میرسد. معاملهگری که روی یک موقعیت اهرمی ضرر دارد، تمایل کمتری به پذیرش ضرر دارد، چون ضرر «برای معامله خیلی بزرگ» به نظر میرسد. نتیجه این است که موقعیت در هر دو جهت بیش از حد طولانی نگه داشته میشود.
توزیع نامتقارنِ بازدهها
همان اثر آماری که در تئوری باعث میشود یک پرتفویِ اهرمی نوسانپذیرتر باشد، در عمل نیز باعث میشود در افقهای زمانی طولانیتر، کمسودتر شود. توزیع بازدههای روزانه در بیشتر داراییها کمی به سمت چپ کج است؛ یعنی زیانهای کوچک بیشتر از سودهای کوچک و زیانهای بزرگ بیشتر از سودهای بزرگ رخ میدهند. اهرم زیانها را بیشتر از سودها تقویت میکند، زیرا زیانها از نظر درصدی بزرگترند و اهرم نیز یک ضریبِ درصدی است. نتیجه، توزیع بازدهِ اهرمی است که نسبت به یک توزیعِ بدون اهرم به سمت چپ جابهجا شده است و این جابهجایی برای نسبتهای اهرمی بالاتر بزرگتر است.
این دلیل آکادمیکِ این است که ETFهای اهرمی در افقهای زمانی طولانیتر از داراییِ زیربنایی خود کمعملکردتر میشوند. این محصول در سطح روزانه منصفانه است، اما «ریست روزانه» در یک توزیعِ غیرمتقارن، باعث ایجاد یک رانشِ بلندمدت به سمت پایین میشود. همین اثر برای یک پرتفوی اهرمی که برای مدت طولانی نگهداری میشود نیز صدق میکند.
چگونه ریسکها را مدیریت کنیم
پاسخ صادقانه این است که اندازهٔ پوزیشن را با حد ضرر و حساب تنظیم کنید و برای مدت کوتاهی نگه دارید. ریسکِ یک داراییِ اهرمی زمانی بیشترین شدت را دارد که دارایی برای مدت طولانی نگهداری شود، پوزیشن بدون پوشش ریسک باشد، و معاملهگر از اهرم برای گرفتن پوزیشنی بزرگتر از آنچه در حالت بدون اهرم ممکن بود استفاده کند.
یک انضباطِ مفید این است که قبل از باز شدن معامله، یک هدف و یک حد ضرر تعیین کنید و وقتی قیمت به آنها رسید به آنها پایبند بمانید. این انضباط همانند پوزیشنِ بدون اهرم است، اما بهای آن بالاتر است. معاملهگری که از اهرم استفاده میکند باید منضبطتر باشد، نه کمتر، و این انضباط تنها راهی است که اهرم را به نفع معاملهگر به کار بیندازد.
منابع مرتبط
از کجا شروع کنید
اگر در حال مقایسه کارگزارها برای دسترسی به داراییهای اهرمی هستید، مفیدترین ویژگیها نسبت اهرم، نرخ تأمین مالی، مارجین نگهداری و ابزارهای واجد شرایط هستند. فهرست مقایسه کارگزارها ما اهرمِ در دسترس در هر کارگزار و نهاد ناظرِ حساب را نشان میدهد؛ چیزی که در کنار هم به شما میگوید پیش از اینکه اندازهٔ پوزیشن را تعیین کنید، هزینه و ریسک چگونه به نظر میرسد.