درک اهرم در معاملات سهام

اهرم به شما اجازه می‌دهد موقعیتی بزرگ‌تر از پول نقدتان بگیرید. سازوکارش ساده است؛ اما انضباطش دشوار. در اینجا نگاهی واقع‌بینانه به اینکه اهرم چه می‌کند، چه هزینه‌ای دارد و چه چیزهایی را از هم می‌پاشد.

سلب مسئولیت

این توصیه سرمایه‌گذاری نیست. اطلاعات ارائه‌شده فقط برای اهداف آموزشی و اطلاع‌رسانی است و به‌هیچ‌وجه به‌معنای توصیه برای خرید یا فروش هیچ محصول مالی نیست.

نسخه انگلیسی این هشدارهای ریسک معتبر است. ترجمه‌ها فقط برای سهولت ارائه شده‌اند.

درک اهرم در معاملات سه چیز را شامل می‌شود: این‌که Broker چه چیزی را وام می‌دهد، Broker برای آن وام چه هزینه‌ای دریافت می‌کند، و وقتی قیمت برخلافِ جهت معامله‌گر حرکت می‌کند، چه اتفاقی برای موقعیت می‌افتد. سازوکارها ساده‌اند، و بخش سخت ماجرا انضباطی است که برای استفاده درست از اهرم لازم است. بیشتر معامله‌گران خردی که از اهرم استفاده می‌کنند، سازوکارها را می‌فهمند اما انضباط را دست‌کم می‌گیرند.

وظیفه معامله‌گر این است که از اهرم به‌عنوان یک ورودیِ محاسبه‌شده استفاده کند، نه به‌عنوان پیش‌فرض. معامله‌گری که از اهرم به‌عنوان ورودیِ محاسبه‌شده استفاده می‌کند، یک ابزارِ مفید دارد؛ اما معامله‌گری که از اهرم به‌عنوان پیش‌فرض استفاده می‌کند، با مشکلی مواجه است که با هر معامله تشدید می‌شود.

مکانیک به زبان ساده

اهرم (Leverage) یک وام از Broker است که با پول نقد و اوراق بهاداری که در حساب معامله‌گر وجود دارد تضمین می‌شود. معامله‌گر درصدی از ارزش موقعیت را می‌گذارد (مَرجین)، و Broker بقیه را قرض می‌دهد. ارزش کامل موقعیت در معرض بازار قرار می‌گیرد، اما حقوق صاحبان سهام معامله‌گر در آن موقعیت فقط همان مَرجین است. اهرم برابر است با ارزش موقعیت تقسیم بر حقوق صاحبان سهام معامله‌گر.

یک موقعیت اهرمی ۲× یعنی ۵۰٪ حقوق صاحبان سهام معامله‌گر و ۵۰٪ قرض‌گرفته‌شده. یک موقعیت اهرمی ۵× یعنی ۲۰٪ حقوق صاحبان سهام معامله‌گر و ۸۰٪ قرض‌گرفته‌شده. یک موقعیت اهرمی ۱۰× یعنی ۱۰٪ حقوق صاحبان سهام معامله‌گر و ۹۰٪ قرض‌گرفته‌شده. هرچه اهرم بالاتر باشد، «حاشیه امن» معامله‌گر کمتر است و حرکتِ مخالفِ موقعیت که باعث می‌شود تماس مَرجین (margin call) رخ دهد، کوچک‌تر می‌شود.

هزینه به زبان ساده

هزینهٔ اهرم، نرخ تأمین مالیِ بخشِ وام‌گرفته است که روزانه محاسبه و دریافت می‌شود. این نرخ توسط Broker تعیین می‌شود و معمولاً به‌صورت «اختلاف» نسبت به یک نرخ معیار (SOFR, EURIBOR, SONIA) تنظیم می‌گردد. هزینهٔ کل در طول یک دورهٔ نگهداری برابر است با: نرخ × بخشِ وام‌گرفته × تعداد روزهایی که موقعیت نگه داشته می‌شود.

یک موقعیت ۵× اهرمی که به مدت یک سال نگه داشته شود و نرخ تأمین مالی ۶٪ داشته باشد، برای معامله‌گر سالانه ۴.۸٪ از ارزش اسمی هزینه دارد (۶٪ × ۸۰٪ وام‌گرفته). این هزینه حتی زمانی که موقعیت بدون تغییر است (flat) هم دریافت می‌شود و افت واقعیِ بازده ایجاد می‌کند. هزینه برای یک معاملهٔ روزانه کوچک است (چند واحد پایه) و برای یک موقعیت چندماهه قابل‌توجه می‌شود (۱ تا ۲٪ در ماه).

ریسک به زبان ساده

ریسکِ اهرم، ضرب شدنِ زیان‌هاست. یک حرکت ۵٪ علیه یک موقعیت اهرم‌دارِ ۲×، یعنی ۱۰٪ زیان روی حقوق صاحبان سهامِ معامله‌گر. یک حرکت ۵٪ علیه یک موقعیت اهرم‌دارِ ۵×، یعنی ۲۵٪ زیان. یک حرکت ۵٪ علیه یک موقعیت اهرم‌دارِ ۱۰×، یعنی ۵۰٪ زیان. حرکت‌های بازار یکسان است؛ اثر روی معامله‌گر همان «ضریب» است.

ریسک در یک بازارِ سریع یا در یک رویدادِ گپ (gap) شدیدتر است. یک گپِ نزولی ۳٪ در یک موقعیت اهرم‌دارِ ۵× در طول شب، ۱۵٪ زیان روی حقوق صاحبان سهام ایجاد می‌کند؛ علاوه بر هر زیان روزانه‌ای که موقعیت از قبل متحمل شده است. معامله‌گری که یک موقعیت اهرم‌دار را روی آخر هفته یا یک رویدادِ شناخته‌شده نگه می‌دارد، ریسکِ گپ را آگاهانه می‌پذیرد و ریسکِ گپ منبعِ بیشترِ زیان‌های مربوط به مارجین کال در میان خرده‌فروشان است.

کاربردها به زبان ساده

کاربردهای مشروع اهرم عبارت‌اند از: کارایی سرمایه (گرفتن یک موقعیت در یک سهم گران‌قیمت بدون تأمین کامل ارزش اسمی)، موقعیت‌یابی تاکتیکی کوتاه‌مدت (اندازه‌گیری یک شرطِ جهت‌دار بدون متعهد شدن به کل ارزش اسمی)، و پوشش ریسک (گرفتن یک موقعیت فروش برای محافظت از یک پرتفوی). این کاربردها یک ویژگی مشترک دارند: اندازه موقعیت مطابق با راهبرد است و دوره نگهداری کوتاه است.

کاربردهای نامشروع عبارت‌اند از: تقویتِ شرط (گرفتن یک موقعیت بزرگ‌تر از بودجه ریسک)، نگهداری بلندمدت (پرداخت هزینه تأمین مالی برای یک دوره طولانی)، و استفاده پیش‌فرض (استفاده از حداکثر اهرمِ در دسترس در هر معامله). این کاربردها یک ویژگی مشترک دارند: اندازه موقعیت مطابق با اهرم است، نه مطابق با راهبرد.

انضباط به زبان ساده

انضباط یعنی یک بودجهٔ ریسک برای هر معامله، اندازهٔ پوزیشنی که از روی این بودجه و حد ضرر محاسبه می‌شود، و یک حد ضرری که معامله‌گر به آن پایبند است. انضباط بخشی از اهرمی است که Broker نمی‌تواند ارائه کند، و همان بخشی است که معامله‌گرانی را جدا می‌کند که سرمایهٔ خود را حفظ می‌کنند از کسانی که نمی‌کنند.

یک بودجهٔ ریسک ۱٪ روی یک حساب ۱۰٬۰۰۰ یورویی یعنی ۱۰۰ یورو برای هر معامله. یک حد ضرر ۵٪-پهنا یعنی یک پوزیشنی به ارزش ۲٬۰۰۰ یورو. پوزیشن بدون اهرم است (۰٫۲×). معامله‌گری که می‌خواهد یک پوزیشن ۲× اهرمی داشته باشد، به یک پوزیشن ۲۰٬۰۰۰ یورویی نیاز دارد و این پوزیشن معامله‌گر را ملزم می‌کند که اهرم را آگاهانه بپذیرد. اهرم نتیجهٔ محاسبه است، نه ورودیِ آن.

پرسش‌های رایج درباره اهرم

آیا اهرم ۱× همان بدون اهرم است؟ بله، اهرم ۱× یعنی اندازهٔ پوزیشن برابر با حقوق صاحبان حساب است و هیچ سرمایهٔ قرض‌گرفته‌شده‌ای وجود ندارد. در این حالت معامله‌گر از اهرم استفاده نمی‌کند.

یک مبتدی باید از چه اهرمی استفاده کند؟ یک مبتدی باید بدون اهرم، یا نهایتاً تا ۲× اهرم، استفاده کند تا زمانی که مبتدی بودجهٔ ریسکِ قابل‌اجرا و یک استراتژیِ آزمایش‌شده داشته باشد. اهرم، هزینهٔ منحنی یادگیری را بزرگ‌تر می‌کند.

آیا می‌توان از اهرم روی هر سهمی استفاده کرد؟ بیشتر Brokerها اجازهٔ اهرم روی اکثر سهام را می‌دهند، اما برخی روی سهام کم‌قیمت یا کم‌نقدشوندگی محدودیت اعمال می‌کنند. لیست مارجینِ Broker به معامله‌گر می‌گوید کدام سهام «قابل‌مَارجین» هستند و حداکثر اهرمِ در دسترس چقدر است.

منابع مرتبط

از کجا شروع کنید

اگر در حال بررسی این هستید که اهرم چگونه در استراتژی شما جای می‌گیرد، مفیدترین قدم اول این است که اندازه موقعیتی را که استراتژی شما با توجه به بودجه ریسک نیاز دارد محاسبه کنید و سپس اهرم ضمنی را با چیزی که Broker شما ارائه می‌دهد مقایسه کنید. فهرست مقایسه Broker ما حداکثر اهرم و نرخ تأمین مالی را در هر Broker نشان می‌دهد؛ و این دو مورد در کنار هم به شما می‌گویند پیش از اینکه وارد موقعیت شوید، هزینه استفاده از این ابزار چگونه خواهد بود.