ما هي خطرات اعطای وكالة بالتصرف (Power of Attorney) لحساب تداول الأسهم الخاص بي؟

تفویض‌نامه به یک شخص ثالث اختیار می‌دهد تا در حساب شما معامله انجام دهد. از جمله ریسک‌ها می‌توان به سوءمدیریت، معاملات بیش‌ازحد، تعارض منافع و از دست رفتن کنترل اشاره کرد.

سلب مسئولیت

این توصیه سرمایه‌گذاری نیست. اطلاعات ارائه‌شده فقط برای اهداف آموزشی و اطلاع‌رسانی است و به‌هیچ‌وجه به‌معنای توصیه برای خرید یا فروش هیچ محصول مالی نیست.

نسخه انگلیسی این هشدارهای ریسک معتبر است. ترجمه‌ها فقط برای سهولت ارائه شده‌اند.

اعطای وکالت‌نامه (POA) برای حساب معاملاتی سهام، واگذاری اختیار است و این واگذاری خطرات واقعی دارد. طرف ثالث می‌تواند حساب را بد مدیریت کند، بیش‌ازحد معامله انجام دهد، حساب را در معرض تعارض منافع قرار دهد، یا صرفاً تصمیم‌های بدی بگیرد که مسئولیت آن بر عهدهٔ صاحب حساب است. راهکارهای کاهش ریسک نیز واقعی‌اند: یک POA با تنظیم دقیق، یک توافق‌نامهٔ شفاف با طرف ثالث، و یک چارچوب نظارتِ ساختارمند می‌تواند خطرات را تا سطحی قابل‌قبول کاهش دهد. پیش از امضای POA، درک این بده‌بستان ارزشمند است.

ریسک سوءمدیریت

نخستین ریسک، سوءمدیریت است. یک شخص ثالث که به‌جای صاحب حساب معامله می‌کند می‌تواند تصمیم‌هایی بگیرد که صاحب حساب آن‌ها را نمی‌گرفت. این تصمیم‌ها ممکن است زمان‌بندی نامناسب، اندازه‌گذاری نامناسب داشته باشند یا بر اساس دیدگاهی اتخاذ شوند که صاحب حساب با آن موافق نیست. نتیجه، ایجاد زیان در حساب است که صاحب حساب مسئول آن است، زیرا صاحب حساب مالک قانونی دارایی‌هاست.

ریسک سوءمدیریت زمانی که شخص ثالث یک دوست یا عضو خانواده باشد و تجربه حرفه‌ای نداشته باشد، شدیدتر است. شخص ثالث ممکن است نیت خوبی داشته باشد، اما حرفه‌ای نیست و تصمیم‌های او با همان قواعدی که تصمیم‌های یک حرفه‌ای را محدود می‌کند، محدود نمی‌شود. صاحب حسابی که اختیار را به یک دوست واگذار می‌کند، اختیار را به کسی می‌سپارد که به همان تعهد امانت‌داری که یک حرفه‌ای ملزم به آن است، پایبند نیست.

راهکار کاهش این ریسک، انتخاب یک شخص ثالث با سابقه مشخص، توافق‌نامه‌ای روشن، و یک چارچوب نظارت ساختاریافته است. یک مدیر سرمایه‌گذاری حرفه‌ای به تعهد امانت‌داری ملزم است، توافق‌نامه استراتژی و حدود ریسک را تعریف می‌کند، و چارچوب نظارت شامل گزارش‌دهی منظم و بررسی عملکرد مدیر است.

ریسکِ معامله‌گریِ بیش از حد

ریسک دوم، معامله‌گریِ بیش از حد است. یک شخص ثالث که بابت هر معامله کمیسیون دریافت می‌کند، انگیزه دارد که معاملات را مکرر انجام دهد و معامله‌گریِ بیش از حد می‌تواند با کمیسیون‌ها و اسپردها، بازده حساب را کاهش دهد. این مشکل زمانی خاص‌تر می‌شود که شخص ثالث بابت خودِ معامله پرداخت می‌گیرد، نه بابت دارایی‌های تحت مدیریت.

راهکار کاهش این ریسک، این است که به شخص ثالث بر اساس دارایی‌های تحت مدیریت پرداخت شود، نه بر اساس خودِ معامله. پرداختِ ۱٪ از دارایی‌ها در سال، انگیزه شخص ثالث را با انگیزهِ صاحب حساب همسو می‌کند و شخص ثالث برای رشد دادن حساب پاداش می‌گیرد، نه برای معامله‌کردنِ حساب. این هزینه یک هزینه واقعی است، اما از هزینهِ معامله‌گریِ بیش از حد در مدل کمیسیونی کمتر است.

راهکار دوم این است که در توافق‌نامه، حداکثرِ دفعات معامله تعیین شود. به شخص ثالث اجازه داده می‌شود مثلاً ۲۰ معامله در ماه انجام دهد و این سقف از معامله‌گریِ بیش از حد جلوگیری می‌کند. این سقف محافظتِ کاملی نیست، چون شخص ثالث هنوز می‌تواند در چارچوب سقف، معاملات را به‌طور مکرر انجام دهد؛ اما سقف یک محدودیت واقعی است.

ریسک تعارض منافع

ریسک سوم، تعارض منافع است. یک شخص ثالث که خود نیز یک Broker است، یا با یک Broker وابستگی دارد، می‌تواند انگیزه داشته باشد که معاملات حساب را به Broker وابسته هدایت کند. معاملات هدایت‌شده ممکن است بهترین اجرای ممکن برای حساب نباشد و این تعارض، یک هزینه واقعی برای حساب محسوب می‌شود.

راهکار کاهش این ریسک آن است که از شخص ثالث خواسته شود همه وابستگی‌ها را افشا کند و همچنین از او خواسته شود برای حساب «best execution» را فراهم کند. افشا در بیشتر حوزه‌های قضایی یک الزام قانونی است و «best execution» یک الزام مقرراتی محسوب می‌شود. همچنین دارنده حساب می‌تواند از شخص ثالث بخواهد از یک Broker مشخص استفاده کند و دارنده حساب می‌تواند معاملات را برای نشانه‌های «directed trading» پایش کند.

راهکار کاهش دوم این است که از یک شخص ثالث استفاده شود که مستقل از هر Broker باشد. یک مدیر سرمایه‌گذاری مستقل توسط دارنده حساب پرداخت می‌شود و مدیر هیچ انگیزه‌ای برای هدایت معاملات ندارد. ممکن است مدیر مستقل کارمزد بالاتری دریافت کند، اما این کارمزد هزینه حذف تعارض است.

ریسکِ از دست دادن کنترل

ریسک چهارم، از دست دادن کنترل است. POA به شخص ثالث اختیار می‌دهد که معامله انجام دهد، و صاحب حساب دیدِ لحظه‌ای واقعی نسبت به معاملات ندارد. صاحب حساب در پایان ماه صورت‌حساب دریافت می‌کند و صورت‌حساب معاملات را نشان می‌دهد، اما صاحب حساب معاملات را همان‌طور که رخ می‌دهند نمی‌بیند. از دست دادن کنترل برای صاحب حسابی که عادت دارد خودِ حساب را مستقیم معامله کند، ناخوشایند است.

راهکار کاهش ریسک این است که الزام شود شخص ثالث به حساب دسترسیِ لحظه‌ای ارائه دهد و همچنین الزام شود شخص ثالث در مورد هر معامله‌ای که از یک اندازه مشخص بزرگ‌تر است به صاحب حساب اطلاع دهد. این اطلاع‌رسانی یک محدودیت واقعی است، زیرا شخص ثالث نمی‌تواند بدون اطلاع صاحب حساب یک معامله بزرگ انجام دهد. این محدودیت محافظتِ کاملی نیست، چون شخص ثالث همچنان می‌تواند بدون اطلاع، یک معامله کوچک انجام دهد، اما این محدودیت یک حد واقعی ایجاد می‌کند.

راهکار کاهش ریسک دوم این است که از یک POA صرفاً معاملاتی استفاده شود، نه یک POA کامل. POA صرفاً معاملاتی به شخص ثالث اجازه می‌دهد معاملات را ثبت کند، اما شخص ثالث نمی‌تواند وجوه را برداشت کند یا حساب را ببندد. صاحب حساب حقِ تأمین مالی و برداشت/تأمین مجدد حساب را حفظ می‌کند و اختیار شخص ثالث فقط به اجرای معامله محدود است. POA صرفاً معاملاتی محدودترین واگذاری است و امن‌ترین گزینه محسوب می‌شود.

ریسک مالیاتی

پنجمین ریسک، ریسک مالیاتی است. یک شخص ثالث که با شدت و تهاجم معامله می‌کند می‌تواند حتی اگر معاملات سودآور باشند، برای صاحب حساب یک قبض مالیاتی بزرگ ایجاد کند. صاحب حساب مسئول پرداخت مالیات است و شخص ثالث مسئول آن نیست. قبض مالیاتی می‌تواند بزرگ‌تر از چیزی باشد که صاحب حساب انتظار داشت و این صاحب حساب است که باید آن را پرداخت کند.

راهکار کاهش این ریسک این است که پیش از اعطای POA، درباره یک راهبرد کارآمد از نظر مالیاتی با شخص ثالث توافق شود. این راهبرد، دوره نگهداری، میزان گردش معاملات (turnover) و استفاده از حساب‌های دارای مزیت مالیاتی را مشخص می‌کند. مشاور مالیاتیِ صاحب حساب می‌تواند درباره راهبرد کارآمد از نظر مالیاتی توصیه ارائه دهد و پایبندی شخص ثالث به این راهبرد را می‌توان از طریق صورت‌حساب ماهانه پایش کرد.

چگونه ریسک‌ها را مدیریت کنیم

پاسخ صادقانه این است که شخص ثالث مناسب و نوع درست POA را انتخاب کنید. یک POA عمومی برای همسر یا یک مشاور بلندمدت مناسب است. یک POA محدود برای مدیرِ اختیاردار مناسب است. یک POA فقطِ معاملاتی برای دنبال‌کنندهٔ کپی‌ترید مناسب است. تیم حقوقیِ Broker می‌تواند دربارهٔ فرم POA راهنمایی کند و مشاور مالیاتیِ صاحب حساب می‌تواند دربارهٔ پیامدهای مالیاتی مشاوره بدهد. بخش مقایسهٔ کارگزاران ما انواع حساب و سیاست POA کارگزار را فهرست می‌کند؛ و این دو مورد با هم به شما می‌گویند قبل از امضای سند چه چیزهایی روی میز است.

منابع مرتبط