این توصیه سرمایهگذاری نیست. اطلاعات ارائهشده فقط برای اهداف آموزشی و اطلاعرسانی است و بههیچوجه بهمعنای توصیه برای خرید یا فروش هیچ محصول مالی نیست.
اهرم در معاملات سهام هم سود بالقوه و هم زیان بالقوهٔ یک موقعیت را چند برابر میکند و این ریسکها چندین مورد هستند. رایجترین ریسکها عبارتاند از: زیانهای تشدیدشده، فراخوانهای مارجین، هزینههای تأمین مالی، ریسکِ گپ (gap risk) و دام رفتاری. این ریسکها از پاداشهای متناظرشان رایجترند و رایجترین اشتباهِ معاملهگر این است که از اهرم برای گرفتن موقعیتی بزرگتر از آنچه در حالت بدون اهرم ممکن بود استفاده کند. نتیجه، موقعیتی است که مدیریت آن دشوارتر است و احتمال بسته شدنش در بدترین لحظه بیشتر میشود.
زیانِ تشدیدشده
اولین ریسک، زیانِ تشدیدشده است. یک موقعیتِ اهرمیِ ۲× که ۱۰٪ زیان میدهد، ۲۰٪ زیان روی سرمایهٔ معاملهگر ایجاد میکند. یک موقعیتِ اهرمیِ ۵× که ۱۰٪ زیان میدهد، ۵۰٪ زیان ایجاد میکند. یک زیانِ ۵۰٪ برای جبران، به یک سودِ ۱۰۰٪ نیاز دارد و بیشتر معاملهگران نمیتوانند در زمانِ در دسترس، به چنین سودی برسند.
زیانِ تشدیدشده در یک بازارِ سریع، بیشترین ضربه را وارد میکند. یک موقعیت که در شروعِ روز (open) با گپ پایینتر باز میشود میتواند در همان یک جلسه ۱۰٪ یا بیشتر حرکت کند، و زیانِ اهرمی روی سرمایهٔ معاملهگر برای یک موقعیت ۲×، ۲۰٪ یا بیشتر خواهد بود. گپ، رایجترین علتِ زیانهای بزرگِ حساب برای معاملهگران خردهفروش است که از اهرم استفاده میکنند.
راهحل این است که اندازهٔ موقعیت را با «حد ضرر» و «حساب» تنظیم کنید، نه با «بازدهٔ مطلوب». عددِ اهرم هر چیزی است که اندازهٔ موقعیت ایجاب میکند، نه یک هدف به خودیِ خود.
فراخوان مارجین
ریسک دوم، فراخوان مارجین است. یک موقعیت اهرمی که برخلاف جهت معاملهگر حرکت میکند میتواند به زیر مارجین نگهداری سقوط کند و در نتیجه Broker فراخوان مارجین صادر میکند. معاملهگری که پاسخ ندهد مجبور میشود موقعیت را در بدترین قیمتِ در دسترس ببندد و زیان بهصورت قطعی ثبت میشود.
ریسک فراخوان مارجین در بازاری که سریع حرکت میکند شدیدتر است؛ جایی که موقعیت میتواند قبل از اینکه معاملهگر فرصت واکنش داشته باشد از سطح مارجین نگهداری عبور کند. در این حالت، معاملهگر با حسابی کوچکتر و دیدی بدتر نسبت به بازار مواجه میشود.
راهحل این است که اندازه موقعیت را بر اساس مارجین نگهداری تنظیم کنید، نه مارجین اولیه. معاملهگری که اندازه موقعیت را طوری تعیین میکند که برای یک شکاف 20% در موقعیت «حاشیه» داشته باشد، برای بیشتر شکافها بافر دارد و احتمال اینکه فراخوان مارجین فعال شود کمتر است.
هزینهٔ تأمین مالی
ریسک سوم، هزینهٔ تأمین مالی است. یک موقعیت اهرمی که یکشب نگه داشته میشود، بابت بخشِ قرضگرفتهشده نرخ تأمین مالی میپردازد و این نرخ روزانه محاسبه و انباشته میشود. برای مثال، یک نرخ تأمین مالی سالانهٔ ۵٪ روی یک موقعیت اهرمی ۲×، بهطور تقریبی ۵٪ در سال روی سرمایهٔ معاملهگر است که روزانه پرداخت میشود.
هزینهٔ تأمین مالی رایجترین دلیلِ این است که موقعیتهای اهرمی در افقهای زمانی بلندمدت، عملکردی ضعیفتر از موقعیتهای بدون اهرم دارند. این هزینه در سود و زیان روزانه قابل مشاهده نیست، اما در بازدهیِ پایان سال خود را نشان میدهد.
راهحل این است که موقعیت اهرمی را برای مدت کوتاهی نگه دارید، جایی که هزینهٔ تأمین مالی کم است. معاملهگری که موقعیت را فقط چند روز نگه میدارد، کسری از یک درصد بابت هزینهٔ تأمین مالی میپردازد و این هزینه با بازدهِ حاصل از معامله جبران میشود.
ریسک گپ
چهارمین ریسک، ریسک گپ است. یک موقعیت اهرمی در پایان روز دوباره ارزشگذاری میشود، اما معاملهگر ممکن است تا زمان باز شدنِ بعدی از طریق یک گپ آن را نگه دارد. یک گپ ۳٪ رو به پایین در داراییِ پایه، قبل از اینکه معاملهگر فرصت واکنش داشته باشد، روی یک موقعیت ۲× اهرمی زیانی ۶٪ ایجاد میکند. بازتراز کردن انجام نشده است و استاپ معاملهگر در سطح درست فعال نشده است.
ریسک گپ عمدتاً در طول آخر هفته، تعطیلات، یا یک رویدادِ شناختهشده حادتر است. معاملهگر در تمام دورهی بستهشده در معرض گپ قرار دارد و موقعیت اهرمی، گپ را تشدید میکند. راهحل این است که در زمان یک رویدادِ شناختهشده از موقعیت خارج شوید، یا اندازهی موقعیت را بر اساس ریسک گپ تنظیم کنید نه بر اساس ریسک روزانه.
راهحل دیگر این است که استاپ را روی قیمتِ بستهشدنِ قبلی تنظیم کنید، نه روی سطحی که فرض میکند باز شدنِ بازار بدون نوسانِ نرم (smooth) خواهد بود. معاملهگری که استاپ را روی سطحی تنظیم میکند که فرض میکند قیمت در زمان گپ آن سطح را رعایت خواهد کرد، در معرض پرشدنِ بدتر از چیزی است که استاپ نشان میدهد. معاملهگری که میپذیرد گپها میتوانند رخ دهند و اندازهی موقعیت را متناسب با گپ تنظیم میکند، از اهرم بهدرستی استفاده میکند.
دام رفتاری
پنجمین ریسک، دام رفتاری است. معاملهگری که در یک موقعیت اهرمی سود کرده است، به دلیل اینکه بازده برای اهرم «خیلی کوچک» به نظر میرسد، تمایلی به برداشت سود ندارد. معاملهگری که در یک موقعیت اهرمی ضرر کرده است، به دلیل اینکه ضرر برای معامله «خیلی بزرگ» به نظر میرسد، تمایلی به پذیرش ضرر ندارد. نتیجه این است که پوزیشن در هر دو جهت بیش از حد نگه داشته میشود و اغلب معاملهگر در بدترین لحظه به پوزیشن اضافه میکند.
دام رفتاری رایجترین دلیل این است که زیانهای کوچک به زیانهای بزرگ تبدیل شوند. معاملهگری که یک موقعیت اهرمی را در حد توقف (stop) میبندد، ضرر را میپذیرد و به معامله بعدی میرود، از اهرم بهدرستی استفاده میکند. معاملهگری که حد توقف را جابهجا میکند، به پوزیشن اضافه میکند و نظاره میکند که ضرر بزرگتر میشود، از اهرم بهدرستی استفاده نمیکند و همان معاملهگر در معرض زیان بزرگ قرار میگیرد.
راهحل این است که پیش از باز کردن معامله، یک هدف و یک حد توقف تعیین کنید و وقتی قیمت به آنها رسید به آنها پایبند بمانید. این انضباط همانند موقعیت بدون اهرم است، اما بهای آن بالاتر است. معاملهگری که از اهرم استفاده میکند باید منضبطتر باشد، نه کمتر، و انضباط تنها راهی است که اهرم را به نفع معاملهگر به کار بیندازد.
منابع مرتبط
از کجا شروع کنید
اگر در حال ارزیابی اهرم برای استراتژی خود هستید، مفیدترین تمرین این است که «ریسک دلاری» را در نقطهٔ توقف محاسبه کنید و سپس از اهرمی که برای ایجاد آن ریسک روی یک موقعیت کوچک لازم است استفاده کنید. ما در مقایسهٔ Brokerها اهرمهای در دسترس در هر Broker و رگولاتوری که بر حساب شما نظارت میکند را فهرست کردهایم؛ این دو مورد با هم به شما نشان میدهند پیش از باز کردن موقعیت، چه چیزهایی روی میز است.